ميان اين شرح‌ها هم از لحاظ شكل و هم از لحاظ افكار اصلي وجود دارد كه يك شارح بعدي‌، يعني آگوستينو نيفو (وفات‌: سال 1538 يا 1540) همه‌ٴ آنها را به آلبرت نسبت داده است‌. به‌ عقيده‌ٴ او تيمون فقط ويراستار شرح بر احداث جو و موٴلف واقعي آن آلبرت ساكسوني بوده‌است‌. اين با متني كه در سال 1516 و 1518 تحرير شده منافات دارد.
طبعاً شرح احداث جو مستلزم بحث از مسائل زيادي است‌، كه ما بايد به چندتايي از آنها اكتفا كنيم‌. آيا مركز ثقل گيتي با مركز ثقل خاك و آب مطابق است‌، يا تنها با مركز ثقل آب‌؟ تيمون‌ مردد است‌. او نظريه‌ٴ نيكولاي ليرايي را كه بنابر آن فلك خشكي و فلك اقيانوس با مركز ثقل‌ گيتي هم‌مركز است‌، رد مي‌كند. ظاهراً او به اين نتيجه مي‌رسد كه مركز ثقل گيتي (c) منطبق است‌ بر مركز ثقل خشكي c1 و مركز ثقل آب c2 . c2 مركز هندسي فلك آب هم هست‌، ولي c1 مركز هندسي فلك خاك‌، كه شكل بسيار نامنظمي دارد نيست‌.
تيمون عقيده‌ٴ قديمي را رد مي‌كند كه هنوز مورد قبول توماس برادواردين بود و بنابر آن‌، چگالي‌هاي چهار عنصر: آتش‌، باد، آب‌، خاك به‌صورت تصاعد هندسي با قدر نسبت 10 افزايش مي‌يابد. استعداد او وقتي بهتر درك مي‌شود كه به ياد مي‌آوريم اين آموزه‌ٴ موهوم تا سده‌ٴ شانزدهم‌، هم‌چنان رواج داشت‌. يكي از پيامدهايش اين بود كه تصور مي‌شد عناصر به‌ترتيب‌ چگاليشان در اطراف مركز زمين جاي دارند، كره‌ٴ خاك به آن نزديك‌تر از همه است و كره‌ٴ آتش‌ دورتر. بنابراين‌، سطح عمومي آب بر فراز سطح خاك قرار مي‌گرفت‌. تيمون با پيروي از جوواني‌ كامپانو (سيزدهم ـ 2) مدعي شد كه سطح آب عموماً پايين‌تر از خاك است‌. باز در بحث از چشمه‌ها اين اصل را معرفي كرد كه آب نمي‌تواند در سطحي بالاتر از سرچشمه‌ٴ خودش حركت كند؛ بنابراين‌ چشمه‌ها ناشي از نشت آب‌هاي زيرزميني نيست‌، بلكه ناشي از نفوذ آب باران به زيرزمين است‌.
نظريه‌ٴ تيمون در مورد كشندها (جزرومد) بسيار عجيب است‌؛ وي مي‌كوشد تأثير معروف‌ ماه و خورشيد را به‌صورت تبخير آب بر اثر تابش خورشيد و تقطيرش بر اثر تابش ماه بداند، كه‌ اين جريان موجب جزرومد مي‌شود.
وي به نظريه‌ٴ راجربيكن در مورد اِبصار (بينايي‌) اشاره مي‌كند، بحثش در زمينه‌ٴ رنگين‌كمان‌ بسيار مفصل است و قابل قياس با آنچه ديتريش فون فرايبرگ (چهاردهم ـ 1) در اوايل قرن‌ عرضه كرد و بهتر از نظريه‌ٴ ماركو آنتونيو دي دنيس كه مدت‌ها بعد (1611) عرضه شد.
بسياري از اين عقايد را مي‌توان در نسخه‌هاي خطي آثار لئوناردو داوينچي و در رساله‌ٴ در باب حركت و اندازه‌گيري آب يافت‌. احتمال كلي دارد كه لئوناردو رساله‌هاي تيمون را ديده و از آنها استفاده كرده باشد. در مورد فيزيك‌دانان پس از لئوناردو، وقتي افكار مشابهي در آثارشان‌ ديده مي‌شود، به‌آساني مي‌توان فرض كرد كه آنها شرح‌هاي تيمون و آلبرت ساكسوني را خوانده‌ باشند تا يادداشت‌هاي لئوناردو را كه در دسترسشان نبود يا به دشواري در دسترسشان بود.